|
آیا این انسان، این برگزیده مخلوقات، از آن جهت پای به عالم هستی نهاده که رنج بکشد، تلاش کند، بار متاعب ومصائب را بردوش ببرد، درزیر فشار سهمگین نامرادی ها خرد شود تا جمع دیگری آسوده زندگی کنند، یا این که پروردگار بدونعمت حیات ارزانی داشته تادر این دنیا هرکاری دلش می خواهد بکند، شادباشد، بخندد، عشق بورزد، آسوده زیست کند، از همه مواهب زندگی تمتع برگیرد ودر عین حال توجهی به حال دیگران نداشته باشد؟ کدام یک از این دو شیوه زندگی، صحیح تر و به اصل فلسفه زیستن نزدیکتر است؟ لئون- تولستوی، این جوان سی و چهار ساله که با شوق و ایمان عجیبی قلم به دست گرفته ونخستین جلد از کتاب عظیم جنگ وصلح را می نوشت، در انتخاب یکی از این دو راه در مانده بود.
سرانجام فکری به نظرش رسید، ازیک سو پرنس آندره- بولکونسکی رابه وجود آورد که معتقد بود همه چیز این جهان به خاطر شادی فرد به وجود آمده- واز سوی دیگر پی یر- بژوکوف راخلق کرد که عقیده کسب شادمانی از طریق یاری به دیگران بود. مبارزه بین این دو شخصیت، در حقیقت همان مبارزه بین انسانیت وبهیمی گری است که داستانسرای متفکر روسی به صورت دو شخصیت جدا از هم به وجود آورده است، مبارزه ای که در روان هراندیشمند بزرگ به وجود می آید. نگارش داستان جنگ وصلح همان گونه که خود پیش بینی کرده بود، شش سال متمادی به طول انجامید ودر این سال ها که بین 1864 و1869 میلادی بود، تولستوی یک لحظه نیارمید، وبه سوی هیچ یک از لذت ها رونکرد. وقتی آخرین سطور کتاب را می نوشت، مردی چهل ساله بود که در اثر تفکرات زیاد ومطالعات متمادی، سیمای فیلسوفی رابه خود گرفته بود.
از اینجا دانلود کنید |